نمک
محیا واسه مامانش یه نقاشی کشید که توش ده تا انگشتر بود برای هر ده انگشت مامانی

با موضوع خانواده شاد
خداوندا:زیباترین لحظه ها را نصیب" مادرم" کن که زیباترین لحظه هایش را به
خاطر من از دست داده است.


یکی را دوست میدارم
ولی افسوس او هرگز نمیداند
نگاهش میکنم شاید بخواند از نگاه من که
او را دوست میدارم...
ولی افسوس
او هرگز نگاهم را نمیخواند....
دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای کیسه ایست هول هولکی و دم دستی. این دوستی ها برای رفع تکلیف خوبند اما خستگی ات را رفع نمی کنند. این چای خوردنها دل آدم را باز نمی کند خاطره نمی شود فقط از سر اجبار می خوریشان که چای خورده باشی به بعدش هم فکر نمی کنی
در خصوصیات این پرنده نوشته اند که او وقتی برای زمستان غذا جمع آوری میکند طولی نمی کشد که محل نگهداری آنها را فراموش میکند و بخاطر همین با مشکل مواجه می شود، یا هنگام خانه سازی فراموش می کند که خانه اش را کجا ساخته است و اگر از لانه اش بیرون بیاید راه بازگشت را پیدا نمیکند ...