چرا زن ها می گریند !؟ ( زبان خدا)


 
 پسرک مادرش را در حال گریه دید. با پاهای کوچکش دوان دوان نزد او رفت و علت گریستنش را جویا شد. مادر جواب داد: عزیزم من برای اینکه یک زن هستم گریه می کنم.

پسرک تعجب کرد و به اتاق خود بازگشت. او هیچگاه نتوانست بفهمد که چرا زن ها گریه می کنند. او دیگر بزرگ شده بود.

روزی در خواب از خدا پرسید: خدای مهربان! چرا زن ها به آسانی گریه می کنند؟ خدا در جواب گفت: من زن ها را به صورت خاصی آفریده ام.

شانه های آن ها را آن قدر قوی خلق کردم که بتوانند بار زندگی را به دوش بکشند و آن قدر نرم که صورت کودکشان را در هنگام آغوش گرفتن، آزار ندهند.

به آنها صبر و تحملی ویژه دادم تا کودکان خود را به دنیا آورند. به آنها توانی دادم تا بتوانند در هر شرایطی حتی در هنگام بیماری از اطرافیان خود مراقبت کنند بدون اینکه شکایتی از زبان آنها جاری شود.

به آنها قلبی رئوف دادم تا بتوانند خطاهای شوهرانشان را ببخشند. به آنها اشک اعطا کردم که در هنگام نیاز از آن استفاده کنند.

فرزندم بدان که زیبایی زن به چهره و لباسی که می پوشد نیست. زیبایی زن در چشمان او نهفته است. چون چشمان زنان که هر از گاهی از اشک تر می شود، دریچه قلب مهربان آنهاست.


طنز نوشته های کوتاه

بزرگترین پرورشِ مار در سطحِ خاورمیانه، آستینِ بنده است….!!!

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

ﺑﻌﻀﻴﺎ مثل ﺁﺧﺮ ﺳﺲ ﺧﺮﺳﻲ ﻣﻬﺮﺍم هستن!

ﻓﻘﻂ ﺗﺮﺗﺮ ﻣﻴﻜﻨﻦ,

ﺑﺪﻭﻥ ﺍﻳﻦ ﻛﻪ ﺑﺎﺯﺩﻫﻲ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ…

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

یه آدمایی هم هستند که هیچ وقت ترکت نمیکنن

ولی بلدن کاری کنن

تا خودت یواش یواش ترکشون کنی…

 

♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦

 

- واسا دنیا من میخوام پیاده شم ….

+پیاده شو..

-اِاِاِ مگه میشه ..

+بله آقا پیاده شو کار دارم…..

-نه آقا غلط کردم برو…


(برگرفه از سایت جذاب)


ادامه نوشته

بدون شرح



عکس های رمانتیک و عاشقانه

بیاندیش … نخند

وقتی که ما ایرانیا میخوایم کسی رو ستایش کنیم؛

عجب نقاشیه نکبت…

چه دست فرمون داره توله سگ…

چه صدایی داره کثافت …

چه گیتاری میزنه ناکس…

استاده کامپیوتره لامصب…

عجب گلی زد بی وجدان…

بی شرف کارش خیلی درسته…

دوستت دارم وحشتنـــــاک…

وقتی که میخوایم ناسزا بگیم یا نیش و کنایه بزنیم ؛

برو شازده…؟

چی میگی بامعرفت …؟

آخه آدم حســـابی…؟

چطوری آی کیو…؟

به به استاد معظــــم…؟

کجایی با مرام…؟

آقای محترم…؟

برو دکتـــر برو…؟

.

.

.

بیاندیش … نخند

 

(برگرفه از سایت جذاب)


هرکی اینو ساخته خیلی اعصاب داشته !!


هرکی اینو ساخته خیلی اعصاب داشته !! (عکس)-www.jazzaab.ir

نخند!

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید،ارباب.

نخند!

به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری.

نخند!

به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چندثانیه ی کوتاه معطلت کند.

نخند!

به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه ی پیراهنش جمع شده.

نخند!

…به دستان پدرت،

به جاروکردن...


(برگرفه از سایت جذاب)


ادامه نوشته

بدون شرح


imag488es


ستاد مبارزه با پ نه پ


به بابام گفتم سوئیچ ماشینو بده …… گفت : می خوای بری جایی؟ … گفتم : بله پدر عزیزم

(ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ – واحد فرزند صالح)

 *****

به دوستم گفتم برو بالا نردبون چراغ و ببند گفت بچرخونمش؟میگم اگه سختت میشه تو بگیرش من نردبون و میچرخونم

 *****
رفتم خونه سالمندان عیادت پدربزرگم,مسئول اونجا میپرسه:شمام اومدین عیادت؟میگم نه خونه سالمندان طلبیده اومدیم زیارت
 *****

رفتـــم بــه کنـــار دلــبرم با شــادی
گفتـا کـه چـه خوب یاد من افتــادی
گفتـم صـنما تــو عشق را استـادی
گفتا پـَـَـ نــه پـَـَــــ
تو ...


ادامه نوشته

مردگان


مجموعه اشعار زیبا از حسین پناهی-www.jazzaab.ir

چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان
نه به دستی ظرفی را چرك می كنند
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانعند
و اندكی سكوت... 


روش بریدن شاخ گاو



تصوير در تصوير









یک عکس خانوادگی



بدون شرح



یک یا دو ؟



عجب گازی می گیره !!!


( در ادامه مطلب ببینید )

ادامه نوشته

بدون شرح



دوستت دارم

سکوتی کردم. چند لحظه به چشم هایش خیره شدم ...

گفتم : دوستت دارم به آن اندازه ای که عاشقتم.

عاشق یک عشق واقعی . عاشق تو ...


به اندازه ی تمام لحظات زندگیم تا آخر عمر عاشقتم ...

به عشق اینکه تو را تا آخرین نفس دارم * دوستت دارم * .


به عشق آمدن باران

و به اندازه ی تمام قطره های باران * دوستت دارم * .

به عشق تو به آسمان پر ستاره خیره می شوم .

به اندازه ی تمام ستاره های آسمان * دوستت دارم * .


به عشق دیدنت بی قرارم.

حالا که تو را دارم هیچ غمی جز غم دلتنگی ات در دل ندارم .

به اندازه ی تمام لحظات بی قراری و دلتنگی * دوستت دارم * . . .


من که عاشق چشم هایت هستم.

عاشق گرفتن دست های مهربانت هستم

به عشق آن چشم های زیبایت * دوستت دارم * .


لحظه های عاشقی با تو چقدر شیرین است .

آن گاه که با تو هستم یک لحظه تنها ماندن نفس گیر است ...

به شیرینی لحظه های عاشقی * دوستت دارم * .


من که تنها تو را دارم.

از تمام دار دنیا فقط تو را می خواهم. تو تنها آرزویم هستی ...

به اندازه ی تمام آرزو هایم که تنها تویی .

به اندازه ی دنیا که می خواهم دنیا نباشد

و تنها تو برای من باشی.

به اندازه ی همان تنهایی که یا تنها با تو هستم

و یا تنها به یاد تو هستم. ای عشق من ...

ای بهترینم ... به عشق تمام این عشق ها * دوستت دارم * .


پرسیدم : به جواب این سوال رسیدی ؟

این بار او سکوت کرد .

و این بار او با چشم های خیسش به چشم هایم خیره شد ...

اشک هایش را پاک کردم

و این سکوت عاشقانه هم چنان ادامه داشت ...

و من باز هم گفتم : به اندازه ی وسعت این سکوت عاشقانه که بین ما برپاست

* دوستت دارم *


تقدیم به همسرم امیر


(برگرفته از سایت تک محفل)


آرزوهایی که به آنها نرسیده ایم...!!!


آرزوهایی که به آنها نرسیده ایم...!!! (طنز)-www.jazzaab.ir

 

یادمه بچه گی هام شوهر خاله ام همیشه می گفت: تو یه چیزی میشی ... تو یه چیزی میشی ... واقعا سق سیاهی داشت و چشم شوری که بعد از این همه سال هیچی نشدم ... همه ما آرزوهایی داشته ایم یا داریم که به آنها نرسیده ایم یا هرگز نخواهیم رسید.

بعضی وقت ها از بس که اوضاع بر وفق مراد نیست، خودمان را با چیزهایی پیش پا افتاده مقایسه می کنیم و ناراحتیم که چرا حداقل مثل آنها نشدیم. مثلا می گوییم قبض برق هم نشدیم، چند نفر از ما بترسن ... نمونه هایی از این دست را بخوانید...

 

- ویرگول هم نشدیم هر کی بهمون رسید مکث کنه!

- قره قوروتم نشدیم دهن همه رو آب بندازیم!

- موبایل هم نشدیم، روزی هزار بار نگامون کنی!

- پایان نامه هم نشدیم ازمون دفاع کنن!

- آهنگ هم نشدیم، دو نفر بهمون گوش کنن!

- مانیتور هم نشدیم ...


ادامه نوشته

ضدحال


ضدحال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه!
ضدحال يعنی با شکم گرسنه بری تو صف ژتون تموم کرده باشن!
ضدحال يعنی يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيری خاله مامانت فوت کنه!
ضدحال يعنی قبض تلفن بياد ....... تومن!
ضدحال يعنی وقتی منتظر فيلم مورد علاقت هستی برق بره!
ضدحال يعنی بعد از کلی مصيبت ...


ادامه نوشته

تفاوتهای خنده دار


تفاوتهای خنده دار میان خانم ها و آقایان! (طنز) -www.jazzaab.ir



آینده :
یـک زن تــا زمانیکه ازدواج نکرده نگران آینده است. یک مردتا زمانیـکـه ازدواج نـــکرده هــــرگز نگران آینده نخواهد بود.

موفقیت :
یــک مرد موفق کسی است که بیشتر از آنچه هـمــسرش خرج میکند درآمد داشته باشد. یک زن موفق کسی است که بتواند چنین مردی را پیدا کند.

ازدواج :
یک زن به امید اینکه شوهرش تغییر کند با او ازدواج میکند ولی...


ادامه نوشته

نمک




باز هم...


باز هم از اون قیافه ها...


اولین سفر عسل به تهران




آخر عاقبت خودنمایی !


آخر  عاقبت خودنمایی ! (تصویر متحرک)-www.jazzaab.ir


(ادامه مطلب را ببینید)


ادامه نوشته

وقتی که خرمان از پل عبور میکند...


وقتی که خرمان از پل عبور میکند!( بسیار جالب)-www.jazzaab.ir


آخرین كلمات برخی افراد به نقل از عزرائیل !



آخرین كلمات برخی افراد به نقل از عزرائیل - www.jazzaab.ir


آخرین کلمات یک برقکار : خوب حالا روشنش کن…

آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی : من عادت ندارم با پنجره بسته بخوابم…

آخرین کلمات یک متخصص خنثی بمب : این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه…

آخرین کلمات یک نارنجک‌انداز : گفتی تا چند بشمرم؟

آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون : این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست…

آخرین کلمات یک پلیس : ...

ادامه نوشته

بدون شرح


عکس دیدنی از سه دوره زندگی مردها !-www.jazzaab.ir

شجاعت


در گذشته نمره 20 مثل جواهر ارزش داشت. و راحت و آسان به دانش آموزان داده نمی شد.

 کسانی که این نمره را دریافت می کردند حقیقتا بیش از این نمره معلومات داشتند و به راستی شایسته این افتخار عظیم بودند. همه شاگردان قدیمی می دانند که انشای کمتر از 10 را هیچ معلمی نمره قبولی نمی داد و محصلینی بودند که از این درس تجدید و یا رد می شدند. 

یک بار در یکی از دبیرستان های تهران هنگام برگزاری امتحانات سال آخر ششم  دبیرستان به عنوان موضوع انشا این مطلب داده شد که ""شجاعت یعنی چه؟""

 محصلی در قبال این موضوع فقط نوشته بود : ""شجاعت یعنی این"" و برگه ی خود را سفید به ممتحن تحویل داده بود و رفته یود !

 اما برگه ی آن جوان دست به دست دبیران گشته بود و همه به اتفاق و بدون استثنا به ورقه سفید او نمره 20 دادند.


عجب هندوانه ی قرمزی !!!


عجب هندوانه ی قرمزی !!! ( عکس ) -www.jazzaab.ir


پاره آجر


روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گرانقيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي ميگذشت.

ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان، يك پسربچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد. پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد. مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت تا او را به سختي تنبيه كند..پسرك گريان، با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند.

پسرك گفت : ”اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور ميكند، هر چه منتظر ايستادم و از رانندگان كمك خواستم، كسي توجه نكرد. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم براي اينكه شما را متوقف كنم، ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم.”

مرد متاثر شد و به فكر فرو رفت.. برادر پسرك را روي صندلياش نشاند، سوار ماشينش شد و به راه افتاد..درزندگی چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما، پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند!

خدا در روح ما زمزمه ميكند و با قلب ما حرف ميزند؛ اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور ميشود پاره آجري به سمت ما پرتاب كند.