زن و شیطان

زن به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟ میتوانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش را طلاق دهدیا نه ؟

شیطان گفت : آری و این کار بسیار آسان است و راحت از پسش بر می آیم
پس شیطان به سوی مرد خیاط رفت ...

ادامه نوشته

خدا چه شكلي است؟

یکی بود یکی نبود. یه روزی روزگاری یه خانواده ی سه نفری بودن. یه پسر کوچولو بود با مادر و پدرش، بعد از یه مدتی خدا یه داداش کوچولوی خوشگل به پسرکوچولوی قصه ی ما میده، بعد از چند روز که از تولد نوزاد گذشت.پسرکوچولو هی به مامان و باباش اصرار می کنه که اونو با نوزاد تنها بذارن. اما مامان و باباش می ترسیدن که پسرشون حسودی کنه و یه بلایی سر داداش کوچولوش بیاره.اصرارهای پسرکوچولوی قصه اونقدر زیاد شد که پدر و مادرش تصمیم گرفتن اینکارو بکنن اما در پشت در اتاق مواظبش باشن.پسر کوچولو که با برادرش تنها شد … خم شد روی سرش و گفت:داداش کوچولو! تو تازه از پیش خدا اومدی...

به من می گی قیافه ی خدا چه شکلیه؟

آخه من کم کم داره یادم می ره؟؟؟؟؟؟

تولد تولد تولدم میارک

عکس ها و تصاویر متحرک جشن تولد (کیک و تبریک)

قابل توجه

بهترین لحظات زندگی, مطالب خواندنی و زیبا

 

به آنهایی فکر کن که هیچگاه فرصت آخرین نگاه و خداحافظی را نیافتند.

 به آنهایی فکر کن که در حال خروج از خانه گفتند :
"روز خوبی داشته باشی"، و هرگز روزشان شب نشد.

به بچه هایی فکر کن که گفتند :
"مامان زود برگرد"، و اکنون نشسته اند و هنوز انتظار می کشند.

 به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند
و ای کاش زودتر این موضوع را می دانستند.

 به افرادی فکر کن که بر سر موضوعات پوچ و احمقانه رو به روی هم می ایستند
و بعد "غرور" شان مانع از "عذر خواهی" می شود،
و حالا دیگر حتی روزنه ای هم برای بازگشت وجود ندارد.

 

من برای تمام رفتگانی که بدون داشتن اثر و نشانه ای از مرگ،
ناغافل و ناگهانی چشم از جهان فرو بستند، سوگواری می کنم.

من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته اند و هرگز نمی دانستند که :
آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می زنند،
و اکنون دلتنگ رفتگان خود نشسته اند،گریه می کنم.

 به افراد دور و بر خود فکر کنید ...
کسانی که بیش از همه دوستشان دارید،
فرصت را برای طلب "بخشش" مغتنم شمارید،
در مورد هر کسی که در حقش مرتکب اشتباهی شده اید.

بهترین لحظات زندگی, مطالب خواندنی و زیبا

قدر لحظات خود را بدانید.
حتی یک ثانیه را با فرض بر این که آنها خودشان از دل شما خبر دارند از دست ندهید؛
زیرا اگر دیگر آنها نباشند،
برای اظهار ندامت خیلی دیر خواهد بود !

"دیروز"
گذشته است؛
و
"آینده"
ممکن است هرگز وجود نداشته باشد.
لحظه "حال" را دریاب
چون تنها فرصتی است که برای رسیدگی و مراقبت از عزیزانت داری.
اندکی فکر کن ...

.....................................................................................................

قابل توجه امییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییر

لــطفا با فــرهنگ شــویــم


اموزش اداب معاشرت, آداب زندگی خوب

و

اموزش اداب معاشرت, آداب زندگی خوب

روشی برای تشخیص سمت باک بنزین خودرو

اگر خودرو کسی را امانت گرفتید و موقع بنزین زدن ندانستید که باکش کدوم سمته؟ 

هرچند شاید به نظر بیاید که فراموش کردن محل باک بیشتر هنگامی که سوار بر خودوری جدیدی هستید اتفاق می‌افتد اما هستند کسانی که در خودروی خود نشسته‌اند و فراموش می‌کنند که مخزن بنزین در کدام سمت خودرو واقع شده است. البته شاید سوال دیگری که پیش بیاید این باشد که چرا خودرو سازان همانگونه که فرمان خودرو را در جای ثابت طراحی کرده‌اند چرا در خصوص دریچه مخزن بنزین اینگونه عمل نکرده‌اند.

( در ادامه مطلب ببینید )
ادامه نوشته

ارزش پدر ...

ارزش پدر,داستان ارزش پدر,داستان خواندنی ارزش پدر

 

پدر دستشو میندازه دوره گردنه پسرش میگه پسرم من شیرم یا تو؟
پسر میگه : من..!
پدر میگه : پسرم من شیرم یا تو؟!
پسر میگه : بازم من شیرم...
پدر عصبی مشه دستشو از رو شونه پسرش بر میداره میگه : من شیرم یا تو!؟
پسر میگه : بابا تو شیری...!
پدر میگه : چرا بار اول و دوم گفتی من حالا میگی تو ؟
پسر گفت : آخه دفعه های قبلی دستت رو شونم بود فکر کردم یه کوه پشتمه اما حالا.

یک مشت شکلات


داستان,داستانهای خواندنی, داستان زیبا,www.jazzaab.ir

 

دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت: مامانم گفته چیزهایی که در این لیست نوشته بهم بدی، این هم پولش.
بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد، بعد لبخندی زد و گفت: چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش می‌دی، می‌تونی یک مشت شکلات به عنوان جایزه برداری.
ولی دختر کوچولو از جای خودش تکون نخورد، مرد بقال که احساس کرد دختر بچه برای برداشتن شکلات‌ها خجالت می‌کشه گفت: "دخترم! خجالت نکش، بیا جلو خودت شکلاتهاتو بردار"
دخترک پاسخ داد: "عمو! نمی‌خوام خودم شکلاتها رو بردارم، نمی‌شه شما بهم بدین؟ "
بقال با تعجب پرسید: چرا دخترم؟ مگه چه فرقی می‌کنه؟
و دخترک با خنده ای کودکانه گفت: آخه مشت شما از مشت من بزرگتره!

علت خلقت مگس؟!

علت خلقت مگس, داستان, داستان های خواندنی-www.jazzaab.ir

 


غلامی کنار پادشاهی نشسته بود. پادشاه خوابش می آمد، اما هر گاه چشمان خود را می بست تا بخوابد، مگسی بر گونه او می نشست و پادشاه محکم به صورت خود می زد تا مگس را دور کند.

مدتی گذشت، پادشاه از غلامش پرسید:«اگر گفتی چرا خداوند مگس را آفریده است؟» غلام گفت: «مگس را آفریده تا قدرتمندان بدانند بعضی وقت ها زورشان حتی به یک مگس هم نمی رسد.»

ما چقد زود باوریم!


داستانک,داستان ما چقد زود باوریم

 

  دانشجویی که سال آخر دانشگاه را می گذراند به خاطر پروژه ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت. او در پروژه خود از ۵۰ نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت و یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این خواسته خود دلایل زیر را عنوان کرده بود:


۱- مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می شود.
۲- یک عنصر اصلی باران اسیدی است.
۳- وقتی به حالت گاز در می آید بسیار سوزاننده است.
۴- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می شود.
۵- باعث فرسایش اجسام می شود.
۶- حتی روی ترمز اتوموبیل ها اثر منفی می گذارد.
۷- حتی در تومورهای سرطانی نیز یافت شده است.


از ۵۰ نفر فوق ۴۳ نفر دادخواست را امضا کردند. ۶ نفر به طور کلی علاقه ای نشان ندادند و اما فقط یک نفر می دانست که ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!!!


عنوان پروژه دانشجوی فوق «ما چقدر زود باور هستیم» بود!

بدشانس ترین آدم به این میگن ! ( حتی تو زمان خودکشی )


بدشانس ترین آدم به این میگن ! ( حتی تو زمان خودکشی )
اینقدر بد شانس هست که حتی زمانی هم که می خواد خودکشی کنه بدشانسی میاره !
 
 

ادامه نوشته

عدد بی ربط کدام است؟

 

تست هوش ,عدد بی ربط

جواب را در ادامه مطلب ببینید


ادامه نوشته

چرا آقایان به خانم ها نیازمندند؟


مطالب بسیار زیبا, مطالب زیبا وکوتاه

 

چون:
... وقتی غمگینید هیچگاه تنهایتان نخواهد گذاشت...

مراقب خواهد بود که کارهایتان را سر وقت انجام دهید...

مطمئن خواهد شد وعده غذایی خود را برای مسابقات و انجام کار از دست نمی دهید...

از شما خواهد خواست تا عادات بدتان را ترک کنید، هر روز، هر زمان...

سر موضوعات کوچک با شما بگو مگو خواهد کرد اما عصبانیتش برای مدت زیادی بطول نخواهد انجامید...

باعث خواهد شد پولتان را عاقلانه تر خرج کنید...

خواهد گفت نگران نباش، حتی اگر بسیار جای نگرانی باشد یا اصلاً چیزی برای نگرانی وجود نداشته باشد...

از شما انسانی دقیق و وقت شناس خواهد ساخت...

به شما در کنترل کردن خشمتان کمک خواهند کرد...

پانزده بار در روز با شما صحبت خواهد کرد که بفهمد در حال انجام چه کاری هستید...

ممکن است برخی اوقات احساس افسردگی کنید اما واقعیت این است که بدون او کاری نمی توانید بکنید...

از آنجایی که خانمها هدایایی از طرف خداوند برای آقایون هستند، ارزش آنها را درک نموده و از آنها مراقبت کنید

ببینید

برای دیدن اسم عشق تان, کمی با انگشتان دست تان گوشه های چشم تان را بکشید! 

اسم عشقتان ,مادر,www.jazzaab.ir